محل تبلیغات شما

می خواستم چوپان باشم.

و تا می توانم آزادانه دوست داشتنت را برایم زمزمه کنم.

در گوش دشت و کوه و جنگل نجوا کنم.

به آب ها بسپارم.

تا به تو برسانند.

تا هر صبحی که بیدار میشوی؛

صدایِ دوست داشتنم به صورتت پاشیده شود.

می خواستم چوپان باشم تا...

یه روزی چوپون میشم!

دوست ,کنم ,خواستم ,چوپان ,بیدار ,صبحی ,می خواستم ,چوپان باشم ,خواستم چوپان ,برسانند تا ,تا هر

مشخصات

تبلیغات

محل تبلیغات شما

آخرین ارسال ها

برترین جستجو ها

آخرین جستجو ها

نقش زنان